تبليغاتX
به نام خدا
عید

 

یک ماه دل از زمین کندن ، یک ماه با اسمانیان اسمانی شدن ، یک ماه تمرین بنده بودن ، یک ماه همراه

ماه به تدریج از بدی کاستن و به خوبی افزودن ، یک ماه در اغوش خدا با ایه های حیات، زندگی کردن...

 

و چه عیدی بزرگ تر از روزی که آن مهربانترین ، نامه ی بندگیمان را امضا کند.

 

 امروز در هر نفسی زمزمه می کنیم : سپاس خدایی را که ما را هدایت نمود و شکر او به خاطر انچه ما را

بخشود...

                   

                            استشمام عطر خوش این عید ، گوارای وجود پاکتان.

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:55 موضوع | لینک ثابت

خلوص و ریا

مبادا اثار نیکان در تو نمودار باشد و نیک نباشی که در این صورت با ریاکارن محشور خواهی شد "پیامبر اکرم(ص) "

 

به عبارتی :

 

یا چنان نما که هستی

                            یا چنان باش که می نمایی


 

نوشته شده توسط اندیشه در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 ساعت 21:41 موضوع | لینک ثابت

راز داری

"هربنده ای که در دنیا برای دیگری رازپوشی کند ، روز قیامت خدا رازپوش او می شود ."

 

چقدر مصداق این حدیث از پیامبر اکرم(ص) بودیم ؟ هر کدوم از ما تو زندگیمون راز و رمزهایی

داریم .رازهایی بین خودمون و دیگران ، یا رازهایی بین خودمون و خدامون . اما تو این دنیای رازها چقدر

رازدار بودیم ؟

 

خدایا : بین این همه صفات پاکت ،اگه این صفت رازداری تو نبود....!

 

" ایا نمی دانند که خداوند رازها و نجواهایشان را می داند ؟ و او داننده ی غیب هاست " (ایه 78 سوره توبه)


 

نوشته شده توسط اندیشه در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 ساعت 2:3 موضوع | لینک ثابت

قسم

بعضیا قسم می خورن و باز قسم می خورن که تا اخر روی قسمشون می مونن! بعضیا قسمشون به

حساب پندار و گمان هاشونه...بعضیا که سوگند و قسم خوردن تیکه کلامشون شده . بعضیا هم بر سر

قسم هاشون می مونن....

 

ولی سرانجام خیلی از قسم هامون یا شکست بوده یا پشیمانی.

 

شاید این ایه رو یادمون میره که :خداوند را دستاویز سوگندهایتان قرار ندهید که نیکی و پرهیزکاری و

اصلاح میان مردم نکنید و خدا شنوای داناست.(ایه۲۲۴سوره بقره)

 

حالا نظر شما در مورد قسم و سوگند چیه؟

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 13:54 موضوع | لینک ثابت

سوء ظن

پیامبر اکرم (ص) می فرماید : خداوند می گوید من ناظر گمان بنده ی خویشم . اگر گمان خوب به من برد خوبی بیند و اگر گمان بد برد بدی بیند .

 

خداوند هم  تو ایه 12 سوره حجرات ، ما رو از ظن و گمان بد بردن نهی می کنه : ای کسانی که ایمان اورده اید از بسیاری از گمانها اجتناب کنید که برخی گمان ها گناه هستند...

 

و از طرفی باز به گفته پیامبر (ص) : بدترین گناهان بزرگ بدگمانی به خداست.

 

حالا با این اوصاف ظن و گمان شما به خدا و بنده های خدا چه جوریه ؟ بیشتر دچار سوء ظن هستید یا

حسن ظن ؟ اصلا" چطور میشه سوء ظن رو به حسن ظن تبدیل کرد...؟


 

نوشته شده توسط اندیشه در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 13:11 موضوع | لینک ثابت

کینه و انتقام

کینه و انتقام

 

میگن دنیا دو روزه...میگن تنها چیزی که از آدم تو این دنیا میمونه خوبیاشه...

 

حالا این دو روز دنیا ارزش داره که بخواد به ناراحتی بگذره؟

 ارزش داره که از هم کینه به دل بگیریم و به فکر انتقام باشیم؟!

 

موضوع فردا:

 کینه و انتقام...


 

نوشته شده توسط اندیشه در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 2:40 موضوع | لینک ثابت

سازش و مدارا...

سلام...

 

نماز و روزه تون قبول تو این ماه قشنگ،تو این شبا و روزایی که به نام خداست...

 

دیدین چه زود رسیدیم به بیست و دومین روز؟! امسال بیشتر از سالای قبل روزه داری کردیم...روزی ۱۵ ساعت و خورده ای نخوردن و نیاشامیدن کم نیستا ! چه جوزی با این شرایط ساختین؟چه جوری خودتون رو وفق دادین؟؟

 

حالا گذشته از روزه داری...کلاً چقدر تو زندگی اهل سازش و مدارا هستی؟ اصلاً سازش و مدارا کردن چی هستن؟!

 

 

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 3:12 موضوع | لینک ثابت

ترس

تو زندگيمون پره از ترس و اضطراب...ترس از چيزاي مختلف...

گاهي انقدر وجودمون رو ترس فرا ميگيره كه يادمون ميره فقط بايد از يكي ترسيد و هنگام ترس قفط بايد به يكي پناه برد...


موضوع امروز:

ترس


 

نوشته شده توسط اندیشه در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت

یا منی آمال العارفین...

همشه دلامون پر بوده از آرزوهای کوچیک و بزرگ...آرزوهای رنگی یا آرزوهای سیاه و سفید...

خیلی از چیزایی که امروز داریم،آرزوهای دیروزمون هستن...قدر این داشته ها رو میدونیم؟

برای بدست آوردن نداشته ها تلاش میکنیم یا فقط چشممون به خداست؟حرکت میکنیم یا فقط برکت میخوایم؟

 

اصلاً دنیای ما رو آرزوهامون میسازن...امید ما تو زندگی به بدست آوردن آرزوهامونه...

اما،نهایت آرزوهای ما کجاست؟میخوایم به کجا برسیم؟میخوایم به چی برسیم؟...

 

امشب تو راز و نیازهاتون با خدا،تو لحظه های قشنگ دعا،اهالی به نام خدا رو فراموش نکنین..


 

نوشته شده توسط اندیشه در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت

محبت

محبت...م ح ب ت...یه کلمۀ چهار حرفی که مفاهیم عمیقی رو در بر میگیره..یه کلمه چهارحرفی که معادلش میشه دوست داشتن و از عشق ناشی میشه...

 

و چه محبتی بهتر از محبتی که به نام خداست؟!والاتر از عشقی که از خدا ناشی میشه؟!

 

اصلاً اول و آخر همۀ دوست داشتنا و همۀ محبت کردنا میرسه به خدا...میرسه به خدایی که دل آفریده و محبت کردن رو یادمون داده...میرسه به خدایی که خودش با محبت ترینه..خدایی که هیچ وقت لبخنداشو ازمون دریغ نمیکنه...فقط یه چشم بینا لازم داریم واسه دیدن لبخندای قشنگ و محبتای خالصانۀ خدا...

 

همین ماه رمضون،همین ماهی که به نام خداست،از محبت خدامون ناشی میشه...همین که امشب توفیق داریم تا شب قدر رو احیا بگیریم از محبت خدا ناشی میشه...از اینکه هنوز دوستمون داره و هنوز بهمون لبخند میزنه...از اینکه فرصت زندگی کردن دوبارۀ ماه رمضون و لیالی قدر رو بهمون داده... اما،آیا ما محبتای خدامون رو قدر میدونیم؟!

 

راستی تأثیر گذارترین آیه یا آیات جزء 21 کدوما بودن؟!

 

التماس دعا مهربونا...


 

نوشته شده توسط اندیشه در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 21:55 موضوع | لینک ثابت

من از آن روز که در بند تو ام آزادم...

 

کدوم اربابی رو سراغ دارین که انقدر مهربون باشه؟

 

کدم ارباب و سروریه که انقدر بنده اش رو دوست داشته باشه و بهترین ها رو بهش بده؟

 

کدوم اربابی رو میشناسین که از حق خودش بگذره به خاطر بنده اش؟

 

 بندگی خدا رو کردن توفیقیه که نصیب هر کسی نمیشه...

.

.

درسته که هممون بندۀ خودشیم،اما آیا بندگی هم میکنیم؟اصلا بندگی کردن بلدیم و رسم بندگی میدونیم؟!

 

بیاین تو این شبای عزیز از خدا بخوایم تا کمکمون کنه که بتونیم حق بندگی رو اونطور که شایسته اس به جا بیاریم...

 

التماس دعا داریم بنده های خوب خدا...


 

نوشته شده توسط اندیشه در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 0:28 موضوع | لینک ثابت

وقتی که مرا بهانه از توست...

دوباره و این بار رمضان ماه پرهیز از عصیان.ماه قران!ماه صیقل ایمان.ماه لیالی قدر.ماه ضربت و فقدان!و من به بهانه تو از خود مینویسم.یا علی!(ع)

که ما آدمیان بی هیچیم.افسون شده های مارپیچیم؛و وقتی برای اثبات خویش چیزی در چنته نداریم،به اشتباه می پنداریم،که چه دستاویزی به ز انکار دیگری ـــ ز نفی تو!و ندانسته ایم هنوز که نفی دیگری هرگز نردبان محکمی برای قد کشیدن اثبات ما نبوده و نیست.هر چند ما بی تقصیریم که در دام جحد دیگری اسیریم!وقتی تو را درست میشناسند و غلط می شناسانند تا مبادا زیر سوال روند و تو میشوی ـــ فقط ـــ خاطره چاه و ناله های خاموش.آرمانی فراموش!

علی(ع)جان!ما مانده ایم و ماتم بی اسطورگی،که لابه لای اندوه رفتنت،گم شد و گم شدیم و ارزش گم کردیم!و سپس در جست و جو در عظمت اندیشه و بزرگی آرمانت را به قطره اشکی که شفیع آخرتمان شود،کوچک کردن و این قصه،تکرار میشود و این غصه،تکرار میشود.و ما در تاریکی نیچه،به دنبال ابر مرد گمشده مان،فانوس به دست میگیریم و در طمطراق مارکس،به دنبال محال ،و در تک بعدی بودا،جویای اعتدال،و در زیر هر درخت،نشسته تا جوانه زدن نیروانای وصال!باری،کلامم در نقض و نقص اینان نیست.در تکامل تاو سخت میگویم که هستی و نمیدانیمت!که تو زلالی بر دوش و ما تشنه لبانی مدهوش.

ای علی!(ع)تو اسطوره ای و تکامل را اسوه ای.و مرا کار هر روز.مرور این ارزوست که مردان سیاست را غم نان مردم باشد ـــ مهربان و ناشناس ــ چنان که تو بودی.و مردان دین را دغدغه ملعبه نباشد ــ بی وسوسه خناس ـــ چنان که نبوید.

یا علی!(ع)دلم بهانه تو را میگیرد این روزها،وقتی که دیانتمان با سیاستمان هم بازی نیست.با هم نمیسازند.غریبگی می کنند!و اکنون!تمام زمین را چاهی باید کندن تا بی پناهی تاریخی را فریاد برآوردن.و مایی که همچنان و هنوز در انکار تو و در پی هیچیم.نگاه گنگیم.افکار گیجیم.آری ای علی!(ع)این ماییم:مردمی از پای نشسته و از کشف حقیقت دست شسته،غمین؛و نمیدانم افسون چشم کدام مار سحرمان کرده چنین؟!

یا علی!(ع)تا اجابت نجات از این جحد و جهل،دستم را بگیر.اندیشه زخم خورده ام ببین و عذر قصور بپذیر!


 

موضوع امروز:ایمان..


 

نوشته شده توسط اندیشه در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت

کمک و دستگیری


تا حالا دستای خدا رو تو دستت لمس کردی ؟
تا حالا شده لب پرتگاه باشیو احساس کنی یه دستی داره دستتو می گیره و نمی ذاره پرت شی ؟

حالا تو ...تو چه قدر دستگیر و کمک حال بندگان خدا بودی ؟

امروز :کمک و دستگیری


 

نوشته شده توسط اندیشه در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 2:20 موضوع | لینک ثابت

سلام!

با عرض پوزش، موضوع برنامه‌ي امروز تغيير كرد:

غرور


 

نوشته شده توسط اندیشه در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ساعت 13:0 موضوع | لینک ثابت

اولین شرط بزرگ بودن ، کوچکی کردن ست و اولین شرط کوچکی کردن: ادب

یادتون می آید وقتی مدرسه می رفتیم،همه که نه ولی اکثرمون سعدی را با این حکایت شناختیم:
لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟گفت: از بی ادبان: هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.


نگویند از سر بازیـــچه  حـــرفی      کزان پندی نگیرد صاحب هوش
و گر صد باب حکمت پیش نادان      بخوانند، آیدش بازیچه در گوش

حالا داستان لقمان واسطه ای شد برای این پست و موضوع برنامه و ما و شما!: ادب و احترام...


 

نوشته شده توسط اندیشه در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت

چشمانمان را سوی بینایی بخش تا فانوس راهمان شوند...

 

و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی و اضل سبیلا(آیۀ 72 سوره اسراء جزء 15)

 

هر کس در این دنیا نابینا است در عالم آخرت نیز نابینا و گمراه تر خواهد بود.

 

 ای خدای بصیر!

 

بینایی را به چشمان نابینای ما عطا فرما؛یاریمان ده هوای غبار آلود این روزهای زمینی نپوشاند دیدگانمان را و کدر نکند چشمانمان را برای نگریستن به آسمان بی انتهای مهربانی تو...

 

چشمهای ما را آنچنان بینا کن تا یارای دیدن مهر و احسان تو را داشته باشند،تا ببینند بخشش بی منت تو را،تا ببینند ضیافتی را که به نام خداست،تا تنها به دید نخوردن و نیاشامیدن نگاه نکنند به ماهی که به نام شماست...

 

دیدگانمان را آنچنان بینا کن تا گرگ و میش سحر هایمان را به رنگ خدا ببینیم و غروب افطارهایمان نیز رنگ شما را داشته باشند...

 

چشمانمان را سوی بینایی بخش تا فانوس راهمان شوند و به بیراهه نرویم،تا در این دنیا راه را گم نکنیم و آن دنیا گمراه تر نباشیم...

 

 


 

میلاد امام حسن مجتبی(ع)ُکریم اهل بیت مبارک باد...

 

 موضوع فردا؛احسان و بخشش...

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 22:23 موضوع | لینک ثابت

شکر و رضایت

درسته که خدا خیلی  به ما عنایت داشته و انقدر نعمت به ما داده که هیچ وقت نمیتونیم شکرش رو به جا بیاریم،اما با این وجود باز هم گاهی ناشکری میکنیم و راضی به رضای خدا نمیشیم!

تو این ماهی که به نام خداست،چقدر شاکر و راضی به رضای خدا بودیم؟!

موضوع برنامه:شکر و رضایت...

منتظر کامنتای شما هستیم...


 

نوشته شده توسط اندیشه در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 12:24 موضوع | لینک ثابت

قضاوت،انصاف

 

گاهی از روی بی انصافی یه طرفه به قاضی میریم یا اینکه بدون انصاف قضاوت میکنیم!

گاهی یادمون میره که تاب زده قضاوت نکنیم و انصاف داشته باشیم!

حالا اینا به کنار،بی خیال اینکه گاهی چه میکنیم!

امروز چه کردیم؟

امروز با انصاف بودیم؟؟! قضاوتهامون درست بودن؟؟

راستی تأثیر گذار ترین آیه یا آیات جزء سیزدهم کدوما بودن؟


 

نوشته شده توسط اندیشه در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 15:31 موضوع | لینک ثابت

یا ستار العیوب...

 

خداوند یکتا میبیند عیبهای بیشمارمان را و چشم پوشی میکند در برابر زشتی ها...

 

اما ما ندیده و ندانسته عیب جویی میکنیم از بندگان خدا...

 

 بیایید امروز به قول و قرارمان عمل کنیم و عمل ناپسند عیب جویی را کنار بگذاریم که خداوند میفرماید:لاتبحثوا عن عیوب الناس...

 

و بیایید چون پرودگارمان مهربان باشیم و عیبهای مردم را نادیده بگیریم تا او نیز بپوشاند عیبهای ما را...

 

یا ستار العیوب!

 

یاریمان ده...

 


 

قرار امروز:جزء دوازدهم کلام الله مجید...


 

نوشته شده توسط اندیشه در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ساعت 4:10 موضوع | لینک ثابت

زود گذر و از بین رونده...

 انما مثل الحیوة الدنیا کماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما یاکل الناس و الانعام حتی اخذت الارض زخرفها و ازینت و ظن اهلها انهم قادرون علیها اتها امرنا لیلا او نهارا فجعلنا ها حصیدا کان لم تغن بالامس کذلک نفصل الایات لقوم یتفکرون (آیۀ 24 سورۀ یونس جزء 11)

محققاً در مثل زندگانی دنیا به آبی ماند که از آسمانها فرو فرستادیم تا به آن باران انواع مختلف گیاه زمین از آنچه آدمیان و حیوانات تغذیه کنند بروید تا آنگاه که زمین از خرمی و سیزی به خود زیور بسته و آرایش کرده و مردمش خود را بر آن قادر و متصرف پندارند که ناگهان فرمان ما به شب یا روز در رسد و آن همه زیور زمین را درو کند و چنان خشک شود که گوئی دیروز در آن هیچ نبوده اینگونه خدا آیاتش را روشن برای اهل فکرت بیان میکند.

 

اهل فکرت و اندیشه باشیم؛تدبر کنیم در آیاتی چنین روشن،در دنیایی چنین گذرا و بی ارزش،و در آخرتی باقی و پایدار...

به خدایی بیندیشیم که همین نزدیکی هاست و بزرگ است و بزرگ و بزرگ...

اندیشه کنیم، در 10 فرصت گذشته برای خوب بودن ... تنها 20 روز باقیست....

بعید نیست آخرین باری باشد که ماه رمضان را زندگی میکنیم در این دنیای فانی...!

 .....


 قرار امروز:حسادت نکنیم...

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در سه شنبه دهم شهریور 1388 ساعت 3:19 موضوع | لینک ثابت

ان الله مع الصابرین...

 

و اطیعوا الله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم واصبروا ان الله مع الصابرین (آیۀ 46 سورۀ انفال،جزء 10)

 

 

.: و پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع نپوئید که در اثر تفرقه ترسناک و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد بلکه باید یکدل و پایدار و صبور باشید که خدا همیشه با صابران است :.

 

 

محبوبا!

به حق این روزها و شبهای عزیز یاریمان ده تا هماره پیرو فرمان یگانه معبودی چون تو،و فرستاده ای چون محمد(ص) باشیم و ما را در این راه پایدار و ثابت قدم فرما...

و دلهایمان را به صبر و بردباری زینت بخش که تو همیشه با صابرانی...

 

 

ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین و لیجة و الله خیر بما تعملون(آیۀ 16 سورۀ توبه)

 

 

.: چنین می پندارید که شما را بدون آزمایش به حال خود رها میکنند در صورتیکه هنوز خدا را در مقام طاعت و مجاهده معلوم نگردانیده که از شما مدعیان ایمان چه کسی به حقیقت مؤمن است که جز خدا و رسول و مومنان را هرگز دوست خود و همراز خوبیش نخواهد گزید و خدا از همه کردار شما آگاه است :.

 

 

بارالها!

راه طولانی است و مسیر دشوار و اگر مساعدت تو نباشد یارای پیمون آن ما را نیست،یاریمان ده تا با دلهایی روشن و آگاه مسیر ایمان به تو را بپیماییم و ما را صبری عنایت فرما تا در آزمایشهای زندگی به وسیلۀ آن استقامت ورزیم و سر بلند بیرون آییم...

 

دستانمان را بگیر و ما را به سوی  نور هدایت کن تا حقیقتاْ مؤمن باشیم و تنها لاف به ایمان نزنیم که تو آگاه به هر کرداری...

 


 قرار امروز:صبر...

 

لطفا تا قبل از ساعت ۶ عصر نظراتتان را ارسال کنید...

 

قرار شبانه برای نقد ویژه برنامه های ماه رمضان رادیو جوان؛پنج شنبه ساعت ۱۰-۱۲ جایی همین حوالی!

 

 اطلاعات بیشتر


 

نوشته شده توسط اندیشه در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 0:33 موضوع | لینک ثابت

امر به معروف و نهي از منكر

امر به معروف يعني چي؟


نهي از منكر چطور؟


اصلاً بلدي كسي رو به معروف امر و از منكر نهي كني؟!


تا اينجاي روزه داري سر قرار امروزمون بودين؟؟


در قبال عمل اشتباه ديگران كه بي خيالي نشون ندادي؟؟


راستي جزء نهم قرآن رو خوندي؟؟


تأثير گذارترين آيه يا آيات كدوم بود؟؟؟!



 

نوشته شده توسط اندیشه در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 13:7 موضوع | لینک ثابت

نامه ای از طرف یک بندۀ جو گیر حریص

سلام و عرض ادب خدمت خدای بخشندۀ مهربان

 

 

 طاعات و عبادات ما  مقبول درگاهتان بوده است؟شکر گزاریهایمان چطور؟خیلی حمد و ثنایتان را میگوییم ها!فقط بی زحمت اجر و پاداش دنیوی و اخروی ما فراموشتان نشود که به شدت محتاجیم...

 

 

 نگفتید حالتان چطور است؟! از ما که راضی هستید؟لطفاً اگر هم ناخواسته و ندانسته مرتکب گناه و تکدر خاطرتان شده ایم،از ما بگذرید که شما خوبید و خدایید!

 

 

ما هم حالمان خوب است و ملالی نیست جز دیر برخاستن بانگ مؤذن که البته رفته رفته دارد بهتر میشود و زودتر اذان مغرب را میگوید...

 

 

 راستی خدا، دقت کرده اید چند وقت است چقدر حریص شده ایم؟مقصر خودتانید دیگر!انقدر وعده های خوب خوب میدهید و انقدر با وفا هستید که ما هی حرص مال آخرت را میزنیم!

 

خب کدام آدم عاقلی است که وعدۀ قصرهای آنچنانی دریافت کند و در مقابل چند رکعت نماز نخواند؟تازه جند رکعت هم اضافه میخواند!البته مهم فقط خواندن است ها،نفهمید چه خواند هم نفهمید!

 

 

اصلاً کار خوبی میکنیم که حریص شده ایم!آب و غذا که نمیتوانیم بخوریم و طبیعتا توانایی حرص مال دنیا زدن را هم نداریم،پس اجالتاً تا عید فطر حرص مال آخرت را میخوریم.

 

 

این حریص شدنمان هم مانند همان قضیۀ جو گیر بودنمان است!

هی خداااااا،چه بگویم که خودتان بهتر از همه به احوالمان  آگاهید...

 

 

در پایان باز هم تقاضایی دارم و امیدوارم که هر چه زودتر ترتیب اثر داده شود؛ کمکمان کنید تا دنیا و آخرت را با هم داشته باشیم و همیشۀ خدا حریص به خوبی باقی بمانیم...

 

قربانتان،یک بندۀ جو گیر حریص

مراقب خودمان باشید

درود و دو صد بدرود.

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 15:20 موضوع | لینک ثابت

نامه ای به حق تعالی

سلام و عرض ادب خدمت حق تعالی

 

چنانچه اندر احوالات ما سوالی داشته باشید، عارضم به خدمتتان همگی خوبیم و با وجود تشنگی و گرسنگی کلی بهمان خوش میگذرد،چرا که این روزها همه خوش خلق و با وفا شده ایم،اسراف نمیکنیم و قناعت پیشه کرده ایم،غیبت هم که اصلاً! تازه به خاطر نان حلال سفره های سحر و  افطارمان همیشه پر برکت است!

 

اما یک چیز مهمی که باعث میشود دیگر خیلی بهمان خوش بگذرد،رعایت حقوق است،وای اگر بدانید این مورد آخری چقدر کیف دارد!همۀ اینها هم از خوبی ماه رمضان و تأثیرات شگرف آن بر روی انسانها میباشد،همین است که انقدر تأکید دارم وقتش را تمدید کنید!

 

تازه خدایا،حتماً خودتان بهتر از ما میدانید که این روزها حق و حقوقی که نسبت به شما داریم را هم رعایت میکنیم،تمام تلاشمان بر این است نمازهایمان سر وقت باشد،نخواسته و ندانسته گناهی نکنیم که باعث تکدر خاطر شما شویم،به معنی واقعی کلمه روزه دار باشیم و شکر نعمتهایتان را به جا آوریم!

 

در اینجای نامه یک سوالی برایم پیش آمده است راجع به خودمان، که ترجیح میدهم آن را از شما بپرسم،بالاخره شما آفریدگار ما هستید و بهتر از خودمان به احوالمان آگاهید!

 

 سوالم این است که آخر چرا ما انسانها خدای بزرگمان را که شما باشید گاهی یادمان میرود؟چرا گاهی یادمان میرود بیش از هر کسی به گردنمان حق دارید و حتی از یک شکر گزاری ساده هم دریغ میکنیم؟!

در هر صورت جای شکرش باقی است که باز هم به لطف ماه رمضان این را دریافته ایم که با رعایت نکردن حقوق شما چه ظلم بزرگی در حق خودمان میکنیم!

 

خب دیگر زیاده عرضی نباشد و سرتان را درد نیاورم،غروب جمعه میباشد و حتما باز هم سرتان خیلی شلوغ است!

 

گفتم غروب جمعه...راستی خدایا حال امام زمانمان خوب است؟ این هفته هم که نیامدند!حتما میدانید که این روزها نبودن امام عصرمان بیش از هر وقتی احساس میشود،حتماً میدانید که چقدر به منجی عالم نیازمندیم...بله،شما خوب میدانید...این ماییم که نمیدانیم...این ما هستیم که بی وفایی میکنیم و حقوقی را که نسبت به حضرت مهدی بر گردن داریم رعایت نمیکنیم...واقعا بین این همه روزه دار که همه دم از ایمان میزنند،همه خود را از دوستداران اهل بیت میدانند،313 نفر پیدا نمیشوند که حقوق انتظار را رعایت کنند؟هزار و اندی سال است که مردی منتظر 313 مرد است،مرد شدن انقدر زمان میبرد؟!

 

خدایا حرفی نمیتوانم بزنم که بغض امانم نمیدهد،تنها اینکه دستانمان را بگیرید  و یاریمان کنید تا حقوق انتظار را بفهمیم و رعایت کنیم،تا منتظر واقعی باشیم...

خدایا! آقایمان را برسان...

 

نقطه سر خط...

 

انتظار از سر...

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 3:58 موضوع | لینک ثابت

ان الله علیم بذات الصدور

.:الیوم احل لکم الطیبات...:.

 

امروز(روز امامت امام علی) هر چه پاکیزه است شما را حلال شد...

 

(آیۀ 5سورۀ مائده؛جزء ششم)

 

امروز خیلی از پاکیزه ها از راه حرام بدست می آید،امروز خیلی از پاکیزه ها حلال نیست...خدایا!خودت کمکمان کن در هوای مسموم این روزها...

 

.:واذکر نعمة الله علیکم و میثاقه الذی واثقکم به اذ قلتم و اطعنا و اتقو الله ان الله علیم بذات الصدور:.

 

و یاد کنید نعمت خدا را که به شما ارزانی داشت و عهد او را که با شما استوار کرد آنگاه که گفتید امر تو را شنیدیم و طاعت تو پیش گرفتیم پس از خدا بترسید که خدا به نیات قلبی و اندیشه های درونی شما آگاه است.

 

(آیۀ 7 سورۀ مائده؛جزء ششم)

 

با خود تکرار میکنم؛ان الله علیم بذات الصدور...خدا به آنچه در دلهای شما میگذرد آگاه است...خدا به نیات قلبی و اندیشه های درونی شما آگاه است...و حال آنکه من خود گاهی نمیدانم در دلم چه میگذرد...اینجاست که باری دیگر به یقین میرسم؛خدا همین نزدیکیهاست...نزدیکتر از رگ گردن...او در دل من سکنی گزیده است...در جایی نزدیکتر از من به خودم...

 

 

.:الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم فاعلمو ان الله غفور الرحیم:.

 

...مگر آنانکه پیش از آنکه بر آنها دست یابید توبه کنند پس بدانید که خدا بخشنده و مهربان است(و تائبان را هرگز عذاب نخواهد کرد).

 

(آیۀ 34سورۀ مائده؛جزء ششم)

 

هر چه بیشتر تنفس میکنم هوای جان بخش کلام تو را؛مهربانی ات بیشتر شرمنده ام میکند،مهربان!

و تو هیچ وقت مرا عذاب نخواهی کرد...منی که بارها توبه شکستم...اما به سوی تو بازمیگردم...

 

...................

 

امروز:نان حلال/نان حرام...


 

نوشته شده توسط اندیشه در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 11:54 موضوع | لینک ثابت

یا ایها الذین امنو،امنو بالله...

یا ایها الذین آمنوا، آمنوا بالله و رسوله...

 

ای کسانیکه(به زبان)ایمان آورده اید،(به حقیقت و از دل هم)ایمان آورید به خدا و رسول او...

 

(آیۀ ۱۳۶ سورۀ نساء جزء ۵)

 

در مقابل این آیه چه حرفی هست برای گفتن؟

 

مایی که دم از ایمان میزنیم،واقعاً مومن هستیم؟

 

مایی که روزه میگیریم و نماز میخونیم،به حقیقت و از ته دل به خدا و پیامبرش ایمان آوردیم؟!

 

هیچ حرفی برای گفتن نیست؛فقط اینکه یه کم به خودمون فکر کنیم...یه کم به خدامون فکر کنیم...ببینیم ایمان ما در مقابل خدا،واقعا ایمانه؟!

 

......

 

قرارمون یادتون نره:غیبت نکنیم...

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ساعت 3:58 موضوع | لینک ثابت

نامه ای به خدای همیشه با وفا!

 

سلام خدا

 

احوالات حضرتعالی خوب است؟اصلاً با این همه بی وفایی ما آدمها احوالی برایتان مانده است جسارتاً؟

 

البته الان تازه اولهای ماه رمضان است و ما هم که کلاً جوگیری در ذاتمان است با وفا شده ایم ناجور؛منظور بنده بعد از این ماه و آن زمانی است که جوِّمان فروکش میکند و قولهایمان را یادمان میرود،جالب اینجاست بعد هم شکایت میکنیم که امان از این دنیای بی وفا!

 

خودمانیم ها،موجودات بامزه ای هستیم انصافاً! عهدهایمان را فراموش میکنیم و انگار نه انگار که قول و قراری گذاشته بودیم،بعد هم بی وفایی اش را می اندازیم تقصیر دنیای طفلکی،آخی!

 

حالا بگذریم،ما که نیامده ایم دنبال مقصر بی وفا،بی وفای مقصر یا مقصر بی وفایی بگردیم،آمده ایم دو کلام با خدای خودمان درددل کنیم.

 

چنانچه احوالات ما را جویا شوید خدا؛باید برایتان بگویم همه سرحال و خوشحالیم و غمی نیست،همه چیز خوب است و همۀ کارها رو به راه میباشد،روزی 15 ساعت و خورده ای روزه داری میکنیم و به قول یکی از دوستان، دیگر توان گناه کردن برایمان باقی نمیماند!میبینید این ماه رمضان چقدر خوب است؟پیشنهاد میکنم وقتش را بیشتر کنید و تا دو ماه تمدیدش نمایید،آخرهر چه ماه رمضان بیشتر باشد جو هم بیشتر میشود و به تبع آن میزان گناه کردن به طرز چشمگیری کاهش می یابد.

 

حتماً میدانید که سه روز است با هم قول و قرارهایی میگذاریم،پریروز قرارمان بر خوش خلقی بود،دیروز به اسراف نکردن و قناعت پیشه کردن،امروز هم که وفای به عهد.

سرتان را درد نیاورم،حتماً  در این روزهایی که همه اساسی جو گیر و با وفا شده اند سرتان خیلی شلوغ است،نامه ام را با یک خواهشی به پایان میرسانم،انشاءالله که ترتیب اثر داده شود:

 

لطفاً مرحمت بفرمایید و تمهیداتی بیاندیشید تا این جو خوب و دوست داشتنی تا همیشه پایدار باقی بماند،و نظری هم از روی کرامت به ما بندگان کمترین بیاندازید تا بلکه آدم شویم و این جو را با ایجاد آلودگی مانند لایۀ اوزون سوراخ ننماییم!

 

قربانتان،یک بندۀ جو گیر...

 

 

راستی راستی،بی زحمت دستمان را بگیرید و یاریمان فرمایید تا همیشه به عهدهایمان وفا کنیم و وفا دار به دین مبین و کتاب روشنتان دار فانی را وداع بگوییم،نکتۀ به این مهمی را داشت یادم میرفت ها!

 

 

مراقب خودمان باشید.

درود و دو صد بدرود.

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 1:34 موضوع | لینک ثابت

الله لا اله الا هو الحی القیوم...

 

 

الله لا اله الا  هو الحی القیوم...

 

نیست خدایی جز خدای یکتای من،خدای همیشه پایدارم که تا همیشه هست...

 

این روزها زمین هوای آسمان دارد و ضیافت خدا سایه گستر مهر شده است در هوای غبار آلود روزهای زمینی مان...

 و تمام این خوبی ها به نام خدای همیشه خوب من است...

 

و فضلاْ و الله واسعٌ علیم...و خدا را رحمت بی منتهاست و به همۀ امور جهان داناست...

 

 

 زیبا اینجاست که مهربان بی انتها میداند که نمیدانم چگونه دست به دعا بردارم و چه بخواهم از این

 

همه فضل و خوبی،و از این رو دعا کردن هم می آموزدم در آیۀ پایانی سورۀ بقره...

 

 

پروردگارا تکلیف گران و طاقت فرسا چنانکه بر پیشینیان نهادی بر ما مگذار!

 

پروردگارا بار تکلیفی فوق طاقت،ما را به دوش منه!

 

و بیامرز و ببخش گناه ما را و بر ما رحمت فرما تنها سلطان ما!

 

یار و یاور ما تویی،ما را بر مغلوب کردن گروه کافران یاری فرما!

 


 

برای شما تاثیر گذار ترین آیه یا آیات کدوم بودن؟چه تأثیری روتون گذاشته؟

 

قرارمون رو هم یادتون نره؛اسراف،قناعت...


 

نوشته شده توسط اندیشه در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 23:34 موضوع | لینک ثابت

ان الله بالناس لرئوف الرحیم

 

 

.:...ان الله بالناس لرئوف الرحیم...قطعا خداوند نسبت به مردم مشفق و مهربان است:.

 

 

(جزء 2،آیۀ 143 سورۀ بقره)

 

 

یه خدا داریم که همتا نداره،نسبت به مردم،نسبت به اونایی که اسلام آوردن و مؤمن هستن مشفق و مهربونه،همیشه با خوشرویی جوابشونو میده،هیچ وقت نمیگه وقت ندارم،هیچ وقت بد اخلاقی نمیکنه،همیشه خوب و خوش برخورده!

 

 

ما هم بندۀ همین خداییم،خداوند از روح خودش از این همه صفات خوب خودش توی ما دمیده،ما چه جوری با بنده های خدامون برخورد میکنیم؟خوش خلق و مهربون هستیم؟اصلاً ببینم تا اینجای روزه داری پای قرارتون بودین؟گشنگی که باعث نشده بد خلقی جای خلق خوشتون رو بگیره؟!

 

 

.:...فاذرکرونی اذکرکم...پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم:.

 

 

(جزء 2،آیۀ 152 سورۀ بقره)

 

 

خوش به حال خودمون،خوش به حال ما که خدا درست همین الان به یادمونه...نکنه با زبون روزه خطایی ازمون سر بزنه و یاد و خاطر خدا ازمون آزرده بشه؟!مواظب باشیم!

 

 

 

.: و اذا سألک عبادی فإنی قریب اجیب دعوة  الداع اذا دعان فلیستجیوا ...و چون بندگان من از دوری و نزدیکی من از تو پرسند بدانند که من به آنها نزدیک خواهم بود و هر که مرا خواند دعای او ر ا اجابت :.

 

(جزء۲،آیه ۱۸۶،سورۀ بقره)

 

 

و خدایی که در این نزدیکی است،لای این شب بو ها،پای آن کاج بلند،روی آگاهی آّ،روی قانون گیاه...

 

 

 

یادتون که هست با هم یه قراری داشتیم؟!قرارمون بر اینه که جزء ۲ قران رو بخونیم و بگیم کدوم آیه

بیشترین تأثیر رو روی ما گذاشته،این تأثیر چی بوده و چرا؟!

 

 

قرار دوم هم که یادتون هست؛خوش خلق باشیم!

 

 

برامون بگین که امروز سر قول و قرارتون موندین یا نه؟خوش خلق بودین یا بدخلق؟برامون تعریف کنین که

امروزتون تا به اینجای کار چه جوری گذشته!

 

 

منتظر کامنتای شما هستیم...

 


 

نوشته شده توسط اندیشه در یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت 2:43 موضوع | لینک ثابت